ستاره مرد
سپیده زد
چو یک فرشته ماهم
نهاده دیده بر هم
میان پرنیان غنوده بود
به آخرین نگاهش
نگاه بیگناهش
سروده واپسین سروده بود
دی که من از این پس دل در راه دیگر دارم
ستاره مرد
سپیده زد
چو یک فرشته ماهم
نهاده دیده بر هم
میان پرنیان غنوده بود
به آخرین نگاهش
نگاه بیگناهش
سروده واپسین سروده بود
دی که من از این پس دل در راه دیگر دارم
نظرات