
این قطعه روایتگر فاز پشیمانی است از جنگ و جدلی که حاصلی جز جدایی ندارد، در حالی که هنوز امید به بازگشت و ترمیم رابطه کاملا بر
.باد نرفته[ متن آهنگ ” بیا ” از علی عظیمی ]
تا که پاییزم نیومده
تا که برگهام نریختن
دندون عقل در نیومده
با لشکرغم درنیاویختم
تا از جوونیه مونده
فلک، فاتحه اش رو نخونده
تا که آتیش زمونه
فرصت هامون رو نسوزونده
بیــا
نجــاتم بده
از کنکاشهای
بیهوده ام
بیــا، خاموش کن
سیگــار بد بینی رو
در نیمه ی پر
لیوان من
بیا دورهم باشیم نه دور از هم
بیا که وقت تنگه، تنگ تر از تنگناهای پر پیچ و خم
اصلا این حرفهای شاعرانه به ما نیومده عزیزم
بیا تا تو لیوانی که دوست داری برات چایی بریزم
تا که پاییزم نیومده
تا که برگهام نریختن
دندون عقل در نیومده
با لشکرغم درنیاویختم
تا از جوونیه مونده
فلک، فاتحه اش رو نخونده
تا که آتیش زمونه
فرصت هامونو نسوزونده
بیــا، رگبار بزن
در این هوای آلوده ی
ذهن بیمار من
بیــا، خاموش کن
سیگــار بد بینی و
در نیمه ی پر
لیوان من
بیا
بیا
بیا
یک پلیلیست انتخاب کنید یا سریع پلیلیست جدید بسازید.
نظرات