که شعرش متن یک نامه است، نامه جدایی[ متن آهنگ ” نامه ” از علی عظیمی ]
به نام خدا
شراب تو تلخه
این جرعه آخرینمه
نگاه تو سرده
نگاه واپسینه
یه حسی تو سینه
نشسته بس نشسته، راهو بسته
نفس نمیکشم
نفس نمیکشم
نفس نمیکشم
تلاشم رو کردم
چو میخ آهنی به سنگ
چمدونامو بردم
چرا دلت نمیشه تنگ
گدای محبت
نشسته در مسیر
نگاهت
نشستم
یه کاسه توی دستم
خجالت هم
نمیکشم، نه
خجالت هم
نمیکشم
چشای تو روشن از
رابطه های نو
عطای تو ببخشم
به لقای تو
این نامه رو نوشتم
بگم که سرنوشتم
دیگه گره نخورده
به تردیدهای تو
تردیدها
تردیدهای تو
دوستدارت
نظرات