كافيه بارون بياد
يادم مياد تموم خاطراطمون
بايد از اينجا برم يه جايى كه ابرى نباشه آسمون
كافيه شب بشه باز تا خود صبح فكر و خيال با چشم باز
تموم ذهنم ميشه همين سوال كه الان كجاست
من دريا نميرم بعد تو
بگو به كى بگم از غم تو
بگو كجايه اين شهر اصلا من شوخى ندارم سر تو
من دريا نميرم بعد تو بگو به كى بگم از غم تو
بگو كجايه اين شهرى اصلا من شوخى ندارم سر تو
تو ياد بده من مثل خودت شم عزيزم
تا اسمت تو جمع مياد بازم اشك نريزم
بيا يادم بده چه جورى خاطره هات يادم بره
چه جورى برم بيرون شبهايى كه تو نيستى و هوا بارون زده
من دريا نميرم بعد تو
بگو به كى بگم از غم تو
بگو كجايه اين شهر اصلا من شوخى ندارم سر تو
من دريا نميرم بعد تو به گو به كى بگم از غم تو
بگو كجايه اين شهرى اصلا من شوخى ندارم سر تو
نظرات