[Gilaki Intro]
[Verse 1]
کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان، در دشت
در دل جنگل سرسبز کنار دهمان
همه جا عاشق و سرگشته به دنبال خدا میگشتم
[Verse 1]
کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان، در دشت
در دل جنگل سرسبز کنار دهمان
همه جا عاشق و سرگشته به دنبال خدا میگشتم
[Verse 2]
پای یک کوه زیر یک سرو کهنسال
چشمه ای بود که چون قلب خداوند در دل کوه روان بود
پیر مردی دیدم
پیر مردی دیدم
خسته و تشنه لب از راه رسید
به لب چشمه خزید
آب نوشید و پس آنگاه به خدا گفت سپاس
سپاس
[Verse 3]
آری احساس من این بود
خدا آنجا بود
من خدا را دیدم
من خدا را دیدم
گوییا همسفرش بود خدای
من شنیدم که خدا گفت بنوش گوارای وجود
نظرات