انگار زمستون زد به دنیامون
سرده هوای حالِ دوتامون
ما واسه ی هم جونمون میرفت
چی شد یه باره آرزوهامون؟
هی پُشتِ هم قهرای طولانی
ما موندیم و دریای طوفانی
کشتی دریامون مین گیر شد
کابوس میبینیم توی بیداری
باهم نداریم دیگه حرفی
مثلِ یه تابستونِ برفی
غریبه ایم باهم همیشه
دوریم ولی زیرِ یه سقفیم
انگاری قلبم داره میمیره
بُغضم میادو خنده هام میره
به تو که کوهِ یخ شدی حالا
چطور بگم هنوز دلم گیره؟
چطور بفهمونم دوسِت دارم
وقتی دارم میوفتم از چشمت
یادت میاد گفتی تا تَش هستم؟
بی معرفت این بود تَهِ عشقت...
نظرات