زندگی نامه گروه زدبازی

قبل از زد بازی، رپ فارسی وجود داشت، اما بعد از زدبازی، رپ فارسی به یک «فرهنگ» و یک «سبک زندگی» تبدیل شد.
آن ها فقط یک گروه موسیقی نبودند؛ آنها یک پدیده اجتماعی بودند که با شجاعت و بی پروایی بی سابقه ای، آینه را در برابر بخشی از نسل جوان و سرکش تهران گرفتند و صدایی به آنها دادند که تا پیش از آن در هیچ رسانه رسمی شنیده نمیشد.
زدبازی گروهی بود که خطوط قرمز را نه فقط رد، بلکه به کلی پاک کرد و با زبان تند و تیز، بیپرده و جذاب خود، موسیقی زیرزمینی ایران را برای همیشه دگرگون ساخت.
از تهران تا لندن
هستهی اولیه گروه در اوایل دهه ۸۰ شمسی در تهران شکل گرفت.
«سامان رضاپور» (سامان ویلسون) به عنوان یکی از اولین پایه گذاران، با امکانات کم و به صورت زیرزمینی شروع به ضبط آهنگ هایی کرد که از نظر محتوا و زبان، با هر آنچه تا آن روز شنیده شده بود، تفاوت داشت.
خیلی زود، «مهراد مستوفی راد» (مهراد هیدن) با استعداد بی نظیرش در آهنگسازی و خوانندگی و «سهراب مرادخواه» (سهراب ام جی) با استایل رپ محکم و خیابانی اش به او پیوستند.
با مهاجرت اعضا به شهرهایی مثل لندن و پاریس، اینترنت به استودیوی ضبط و رسانه اصلی آنها تبدیل شد.
فایلهای MP3 آهنگ هایشان از طریق وبلاگ ها و بعدها شبکه های اجتماعی دست به دست میچرخید و نام «زدبازی» را به یک اسم رمز برای جسارت و نوآوری تبدیل کرد.
این آغاز شکل گیری یک بمب ساعتی بود که چند سال بعد، با پیوستن «سیاوش جلالی» (سیجل)، «علیرضا جزایری» (علیرضا جیجی) و «نسیم پاریزه» (نسیم)، آماده انفجار شد.
زاخارنامه
پس از سالها فعالیت زیرزمینی و پخش تک آهنگ هایی که هر کدام به سرود نسل خود تبدیل شده بودند (مانند «تابستون کوتاهه»)، زدبازی در سال ۱۳۹۱ با انتشار اولین آلبوم استودیویی رسمی خود یعنی «زاخارنامه»، تاریخ سازی کرد.
آهنگ هایی مثل «تهران ماله منه» یک رجزخوانی شهری قدرتمند بود، «سیگار صورتی» حال و هوایی آرام و خاص را به نمایش میگذاشت، و «چرا بدی؟» جنبههای عمیق تر و راک گروه را نشان میداد.
این آلبوم که حاصل همکاری تمام اعضای اصلی بود، به یک موفقیت تجاری و فرهنگی عظیم دست یافت و جایگاه زدبازی را به عنوان پادشاهان بلامنازع موسیقی آلترناتیو ایران تثبیت کرد.
دوران جدایی و بازگشتها
پس از موفقیت عظیم «زاخارنامه»، گروه برای مدتی طولانی به سکوت فرو رفت و اختلافات داخلی منجر به تقسیم اعضا شد.
از دل این جدایی، دو شاخه اصلی بیرون آمد:
پروژه «بزرگ» با حضور سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
تیم سه نفرهی جیجی، سیجل و لیتو (که اغلب با نسیم همراه بودند).
هر کدام از این شاخهها مسیر موسیقی خود را ادامه دادند.
سالها بعد، اعضای گروه (بدون حضور سامان ویلسون) دوباره برای آلبوم «ستاره بازی» گرد هم آمدند و مدتی بعد، آلبوم «پیرامید» با حضور تمام اعضا (به جز نسیم) منتشر شد که بازگشت پر سر و صدای آنها را رقم زد، هرچند این بازگشتها نیز با حواشی و بحثهای زیادی همراه بود.
نظر شخصی من راجب این گروه
به پول و قدرت بالا اومدن، استعدادش رو داشتن و تلاش کردن تا اسمشون رو روی لب ها بیارن و موفق هم شدن.
اما ۹۰درصد محتواشون چرت و پرت و عملا برای مسخره بازی ساخته شده نه برای تفکر عمیق و هنری.