چرا هر آدم صدای مخصوص خودش را دارد؟

قطعا برای شما هم پیش آمده که با شنیدن یک واژه از پشت تلفن، بی درنگ دوست یا یکی از نزدیکان خود را شناخته اید.
در میان بیش از ۸ میلیارد انسانی که روی کره زمین زندگی می کنند، هیچ دو نفری را نمی یابید که آوای آن ها صد در صد مانند هم باشد. همان گونه که اثر انگشت هر کس تنها ویژه خود او است، آوای ما نیز یک نشانه بی مانند برای شناختن ما به شمار می رود.
اما چه چیزی مایه این ناهمسانی می شود؟ چرا هر آدم آوای ویژه خودش را دارد؟ در این نوشته با زبانی ساده و روان، به بررسی بخش های گوناگون بدن می پردازیم تا دریابیم این ساز شگفت انگیز چگونه کار می کند و چرا آهنگ آوای هر کدام از ما با دیگری ناهمسان است.
۱. شش ها؛ دمیدن جان در کالبد آوا
پیش از آن که هر آوایی ساخته شود، ما به هوا نیاز داریم. شش های ما مانند یک پمپ هوای نیرومند کار می کنند. اندازه شش ها، گنجایش آن ها و نیرویی که ماهیچه های سینه برای بیرون دادن هوا به کار می گیرند، در هر کس ناهمسان است.
آدم هایی که شش های بزرگ تر و ماهیچه های نیرومندتری دارند، می توانند هوای بیشتری را با فشار بالاتری به بیرون برانند و در پی آن، آوای بلندتر و پر توان تری داشته باشند. این گام نخست، پایه و بنیان آوای ویژه هر انسان را می سازد.
۲. تارهای آوایی؛ سیم های ساز درونی ما
هنگامی که هوا از شش ها بیرون می آید، به سوی گلو می رود و با دو نوار ماهیچه ای بسیار کوچک برخورد می کند که به آن ها تارهای آوایی می گویند. این تارها درست مانند سیم های گیتار کار می کنند.
درازای این تارها، کلفتی آن ها و اندازه کشیدگی آن ها در هر انسانی با دیگری ناهمسان است. مردان به گونه سرشتین تارهای آوایی درازتر و کلفت تری دارند؛ به همین روی، آوای آن ها بم تر است (درست مانند سیم های کلفت گیتار که آوای بمی دارند). زنان و کودکان تارهای کوتاه تر و نازک تری دارند و آوای آن ها زیرتر است. از آنجا که ریخت این تارها در هر کس بی مانند است، لرزش آن ها نیز آوای ویژه ای را پدید می آورد.
۳. ریخت و اندازه گلو، بینی و دهان؛ بدنه ساز
اگر یک سیم گیتار را به تنهایی بکشید، آوای بسیار خفه و کمی خواهید شنید. چیزی که به آوای گیتار زیبایی و بلندی می بخشد، بدنه چوبی آن است که آوا را درون خود می پیچاند و پربارتر می کند.
در بدن ما نیز بخش هایی مانند درون گلو، سوراخ های بینی و فضای دهان درست مانند بدنه چوبی ساز کار می کنند. به این روند درهم پیچیدن و پربار شدن آوا، «پژواک» می گویند. اندازه و ریخت دهان، بلندی گردن، پهنای گلو و حتی ریخت استخوان های چهره و بینی در هر آدمی ناهمسان است. همین ناهمسانی های فیزیکی باعث می شود که آوای پدید آمده از تارهای آوایی، در هر بدنی به گونه ای ویژه پژواک پیدا کند و رنگ و بوی تازه ای به خود بگیرد.
۴. بازی ماهیچه ها؛ هنر تکان دادن زبان و لب ها
تا اینجای کار، آوا ساخته شده و رنگ گرفته است؛ اما ما برای سخن گفتن باید این آوا را به واژگان دگرگون کنیم. این کار بر دوش زبان، لب ها، دندان ها و سقف دهان است.
شیوه ای که هر کدام از ما زبان خود را تکان می دهیم، یا اندازه ای که لب های خود را هنگام سخن گفتن باز می کنیم، به ساختار ماهیچه های ما و همچنین آموخته های دوران کودکی بستگی دارد. برخی آدم ها هنگام سخن گفتن دهان خود را بیشتر باز می کنند و برخی دیگر لب هایشان را کمتر تکان می دهند. این ریزه کاری ها در تکان دادن ماهیچه های دهان و چهره، مهر پایانی را بر سند بی مانند بودن آوای ما می کوبد.
سخن پایانی
همان گونه که دریافتیم، ساخته شدن آوا یک همکاری بسیار پیچیده و شگفت انگیز میان بخش های گوناگون بدن است. از گنجایش شش ها تا اندازه تارهای آوایی، و از ریخت چهره تا شیوه تکان دادن زبان، همگی دست به دست هم می دهند تا آوای شما تنها و تنها از آن خودتان باشد. آوای شما یادگار فیزیک بدن شما است و هیچ کس در جهان نمی تواند به درستی و بی هیچ کاستی آوای شما را بازسازی کند.