مث بارون مث ابرا
مث گرما مث سرما
وسط غم هام وسط دردا
بدون لبخند بدون فردا
هرجا بری باهات میام
من فقط تو رو میخوام
یه قایق تنهام
وسط دریا ساکن
دلتنگتم لابهلای پلکای شهر
آروم میشم با اشکای ابرای شب
تو صورت دلتنگیام شادیا غمیگن میشن
هر شب تو خاطراتمون اسیر میشم
نظرات